تبليغاتX
خیلی محرمانه

خیلی محرمانه

هنوز نمیدونم ولی شاید تماشای گذر عمر در جوی وبلاگ

سلام

 این ترم مشروط شدم

 

 دایی و زن داییم اومده بودن کمک برای اسباب کشی  (بچشون هم بود)

 

همه مشغول بودیم  تا زمان عصرونه (همون چایی دیگه بابا)

 

دختر داییم (۳ سالشه) چاییشو خورد ( مامانش بهش داد) بعد مثل این عمو پورنگ بهش کفت دخترم یه دعا کن

اینم نه برداشت نه گذاشت (دختر داییم) گفت :

 

            خدایا دخترشون رو براشون نگهدار

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 11 PM  توسط حمید  | 

سلام فردا امتحان اقتصاد دارم ۲۵ ام  دارم نظریه های معروف اقتصادیو میخونم  به نظریه ی کارل هاینریش مارکس رسیدم میدونی کیه که فیلسوف و اقتصاد دان سیاسی و انقلابی سوسیالیست خلاصه رهبر همین شوروی سابق خودمونه خوب این بنده خدا یه مدت کمی (۳۰ سال)در لندن تبعید بوده  بعد طرفداراش خیلی زیاد میشن بعد انقلاب میکنن و از این حرفا بعد از اینا یا قبل از اینا یجایی خود مارکس برمیگرده میگه (در مقابل دیدگاههای حزبی سوسیال دموکرات در فرانسه که خودشون رو مارکسیسم میدونستن ) میگه :

 *خوبست حداقل میدانم من مارکسیست نیستم*

 

خوب یهو این به نظرم رسید اگه امام زنده بود(بهش اعتقاد دارم) دلش میخواست در مقابل اسلام امروز  (که به این صورت درش اوردن) همچین حرفی بزنه .......

 

 

خوب حالا از یه بعد دیگه: مارکس هم بستنی دوست داشته

یه بعد بهتر ....

 امام هم بستنی میخورده ....(نمیدو نم والا)

 

و ما همجنان در تعطیلات  (مرخصی رسمی )شیرین خود به سر میبریم

              و باز هم این اطلاعیه از خود دفتر مرکزی شهدای بایرن مونیخ

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 3 PM  توسط حمید  | 

بی فرهنگی تو مترو بیداد میکنه

 

 

دفتر مرکزی شهدای بایرن مونیخ

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 1 PM  توسط حمید  | 

البته قبلش بستنی زدن

 

 

نمیدونم چرا هی تو این جا عکس میچپونم

 

من نمیدونستم سایت پست پایینی فیلتر سمیه جان ممنون که گفتین

مرخصی رسمی تا ۲۰ تیر

+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 2 PM  توسط حمید  | 

سلام

این ق.ر د.ا.د.ن خفن یکی از بندگان خداست من از ثانیه۴۰ تا ۴۵ خوشم اومد

تقریبا ۲دقیقه و۱۱ ثانیه من با dial up گرفتم حدوده ۳ یا ۴ دقیقه طول کشید

دیدنش خالی از لطف نیست

فکر نمیکنم بالای ۱۸ سال باشه ولی رعایت احتیاط واجب است (هی بچه باتوام نبینیشا)

 

 

http://www.dailymotion.com/relevance/search/belly%2Bdance/video/x4cm88_busty-lady-belly-dancing_flirt

 

کسی هست خصوصی تدریس کنه

 

هفته ی بعد امتحانات شروع میشه یک توفیق اجباری که چند روزی بریم مرخصی احتمالا تا بعد امتحانات پستی ننویسم

احتمالا

اهیانن  (ehyanan  )

اگه از جلوی بستنی فروشی چیزی رد شدین به یاد ما یه بستنی بزنین تو رگ حالشو ببرین ( یه ایکون بستنی میخوام

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 11 PM  توسط حمید  | 

به این میگن خلاقیت در انتخاب سوژه و مکان برای گرفتن عکس یادگاری

پی نوشت : به رذالت خودم احسنت گفتم ! چون این بنده خدا رو خام کردم تا با این کار یه پست برای وبلاگم داشته باشم

 

تازه اونم بدون بستنی

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 0 AM  توسط حمید  | 

امروز سومین موی سفید رو تو سرم پیدا کردم

بستنی بخورین

همچین غمی بهم دست داد که نگو

نمیدونم جرا همون حسی که بعد از یافتن موی اول بهم دست داده بود بهم دست داد ولی یافتن موی دوم برام زیاد فرقی نمیکرد

 

میدونی چیه دارم به یه نتیجه ی گوهر بار میرسم

اینا همش سیاست  های امریکاست و به وضع مملکتم هیچ ربطی نداره و...

 

خداجون خیلی مخلسیما  میدونستی؟

 اگه کلش   هم  سفید کنی  بازم   مخلسیم ( اینم میدونستی)

اصلا میدونی چیه ارادت داریم حضرت حق( شدیدا)

اصلا زنگ درتیم خدا جون هر کی بخواد ببینتت باید ما رو بزنه

اصلا بیا بریم یه بستنی بخوریم.......

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 5 PM  توسط حمید  | 

فکر میکنم این عکس قشنگ ترین عکسی که تا حالا گرفتم

(به دلیل اینکه سایز عکس کمی زیاد بود و کل بلاگ توش گم شده بود) گذاشتمش اینجا:

http://i29.tinypic.com/24mrg1w.jpg

تازه تازه دارم لذت درس خوندن تو دانشگاه ازاد رو احساس میکنم

بستنی نخوردین ؟  همین الان برین قشنگ یدونه کیلوییشو بخرین ببرین خونه ملت ( اهل منزل) حالشو ببرن.....

 

 بعد پشت بندش یه چایی ذغالی بز نید...... (عکس رو ببینین )....

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 11 PM  توسط حمید  | 

 

 یکی تو بالاترین هی لینک میده امتیازش بیشتر بشه انگار حقوق میدن  اگه یه روز نذاره پاداشو مزایاش قطع میشه

برنج شده کیلو 5000 اونیم که تو خونش 200 کیلو برنج خریده ناله میکنه

یکی بر میگرده میگه دولت ما رو امام زمان اداره میکنه  دانش جعفری و اخراج میکنه می خواد مسولیت گریزی کنه به وزیر مسکن نامه میزنه .

اون ور یکی پیدا میشه به لبنان 3میلیارد تومن کمک میکنه مثل اینکه بچه های اون مدرسه ای رو که به علت نداشتن بخاری... از یادش رفته

یکی این ور که خیلی قبولش  داری یک سری حرفای توپ میزنه بعدش میگه نیرو تر بیت نکنیم بفرستیم دیگر کشورها بمب گذاری کنن

یکی بر میگرده می گه  اینترنت بدون فایروال مثل سگ وحشی بدون قلادست

یکی 9 روز میره یه جایی نمی گه این پول .....

اون ور پوتین میشه نخست وزیر ما رو تحریم میکنه انگار نه انگار تا ۱ ماه پیش حرف ما با ایران هستیم و میزد

ما هم دنبال فیلتر شکن که هی بریم بالاترین هی بالاترین بازم هی بریم بالاترین.......

یکی هی میره بستنی میخره نمیگه اخه خودت میخوای بستنی بخوری  ما رو چرا مجبور میکنی بخوریم دلمون درد گرفت

 

خدا جون:

 جون من تو این زندگی مچلمون نکردی؟؟ (همون اسکل بی ادبا این با ادبانشه)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 1 PM  توسط حمید  | 

نمیدونم چزا دلم میخواد بعضی از پست های این جا رو پاک کنم   کمی از تیتر خیلی محرمانه دور شدن

ولی      ..... ولش کن اصلان

از دانشگاه یه راست رفتم خونه پدر بزرگم (برای صله رحم)(بهم میاد؟؟؟؟)

تو اونجا عمه و عموم نیز بودند ( دیگه به طور کامل صله رحم کردم)

عمه ی گرامی در حال تدریس عربی به پسر عموی مان بودند

نفهمیدم عمه چه چیزی فرمود وپسر عموی گرام نفهمید

ناگهان عمه داغ کرده واین جمله یه گوهر بار را  فرمودند

 

شما هارو اگه میدادن دست ما ,ما شمارو عرب میکردیم

 ما که در حال نوشیدن چای داغ (ادم شدبدن تشنه باشه میچسبه) بودیم  که به هو چای تو گلومون پریده و......

همیشه سعی کنیم وقتی که جلوتون بستنی میزارن همون بستنی رو بخوریم وبه کلاماتی از قبیل عرب و اعراب معرب اصلا توجه نکنبم      ( امین)

 

                            

 

کاپشن براي رئيس جمهور 1عدد/ دمپايي 1جفت/ کيک زرد به مقدار لازم!!***پول نفت جدا/ پول گاز جدا!/ صندوق ذخيره ارزي نم کشيده...***تورم 30درصد.../ و ديگر هيچ...***به به!/ به به

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 0 AM  توسط حمید  |