اسباب کشی
سلام
این ترم مشروط شدم
دایی و زن داییم اومده بودن کمک برای اسباب کشی (بچشون هم بود)
همه مشغول بودیم تا زمان عصرونه (همون چایی دیگه بابا)
دختر داییم (۳ سالشه) چاییشو خورد ( مامانش بهش داد) بعد مثل این عمو پورنگ بهش کفت دخترم یه دعا کن
اینم نه برداشت نه گذاشت (دختر داییم) گفت :
خدایا دخترشون رو براشون نگهدار
